مته رو جا زدم و دکمه رو می زنم. با تمام فشار می خوام دیوار رو سوراخ کنم. می خوام انقدر بزرگ باشه که بتونم ازش عبور کنم. چه کنم فقط به درد جای آینه ی دستشویی می خوره...
یکی داره توی من فکر می کنه، می گه آخه این نیم اینچ سوراخ هم انقدر چالش می طلبه؟
(تق تق تق) ریطی به در زدن نداره و همینطور به قند شکستن. اما باید قند شکن رو دقیقا از وسط دسته اش بگیری و حواست باشه که روی دستت از هر طرف به میزان یک سوم و دو سوم سنگینی کنه.
گردو رو که بین سه انگشت قراردادی باید حواست باشه که اگر با ضربه اول و دوم بشکنه به درد عمه ات می خوره. به قول عرفا و بزرگان دین به صورت پایه ای و ابتدایی ریدی. و باید ضربه یا تق اول و دوم صرفا کمک کنه تا گردو درست در جای خودش بین انگشت ها مستقر بشه. ضربه سوم باید طوری باشه که نه تنها سر گردو له نشه بلکه فقط شکستی تو چهار طرف ایجاد بشه. ما یه گردوی سالم اینطوری داریم.
این کار خیلی مهارت می خواد. یعنی باید انقدر قوی گردو رو تو دستت حس کنی که بفهمی چقدر قدرت ضربه می خواد و هنر دو تق اول و دوم جاگیر شدن بهینه یه طرف و ضربه کاری سوم یه طرف.
متاسفانه تو ده ما فقط یه درخت گردو هست که با این محاسبه و مهارت در مقابل من سالم جر و واجر می شه و افتخار پز دادنش به تعداد ۱۳۰۰ بیش نیست. البته با آهنگی پیوسته صبح ها چهار بار (یا ۵) ذوق می کنم از این همه دانش و فرهیختگی. بعد خدا خانواده بزرگترین مشوق من بود.